سيد جلال الدين آشتيانى

566

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

مىباشد . لسان اين مقام و مرتبه : « رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا ، وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ يا وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ » است . نظير اين آيات در قرآن زياد است . بطن دوم : مرتبهء عقل شايق بلذات باقيه و حشر با ملائكه و جمع بين لذات دنيا و آخرت است . لسان اين مرتبه در قرآن : « رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ » است . مقتضاى اين لطيفهء الهى ، خروج از مرتع بهائم و دخول در جمعيت انبياء و اولياء است . عقل در اين مرتبه ، نفس را تسخير كرده و آن را وادار به اعمالى مىنمايد كه از عالم ماده و هيولى بعالم عقل و رضوان منتقل شود و از ريون عالم ماده « 1 » و بلدة الظالمة اهلها ، خلاصى يابد . بالجمله ، نفس را از

--> ( 1 ) . باعتبار عبور از اين مرتبه و طلب امور اخروى از ناحيه قوهء عاقلهء منور بنور شرع ، داراى بطن ثانى است ، ولى فكر امور اخروى و طلب اعمال مربوط به آخرت بعد از يقظه و بيدارى حاصل مىشود . قوهء عاقله ترجيح مىدهد جنبهء آخرت را به دنيا ؛ چون نفس قبل از توجه به حق « امارة بالسوء » است بعد « لوّامه » و بعد از عبور از اين مقام « مطمئنه » مىگردد . يقظه و بيدارى سبب نيل بمقامات و درجات بالا است . انسان مغمور در غواشى طبيعت بدون شك روى مقتضيات طبع مثل شخص خواب است . در بيدارى احتياج به منبه دارد . نور اسم هادى ، بر حسب استعداد غير مجعول ، شخص خواب را بيدار مىكند و او را به طرف حق سوق مىدهد ، قال اللّه تعالى : « قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ » . اول نورى كه بر قلب عبد مىتابد ، و عبد به حق توجه پيدا مىكند ، نور يقظه است ، كه اكثر مردم از آن غافل و در حيرت بسر مىبرند ، لذا خواجه كائنات فرمود : « الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا » . يقظه قسم اول از اقسام بدايات مذكور در علم سلوك است ، كه بعد از مطالعه در اقسام جنايات حاصل مىگردد . اين همان نور ايمانى است كه به حكم اسم هادى بر قلب تابش مىكند ، لسان حال سالك در اين مقام ، « يا حسرتى على ما فرطت في جنب اللّه » است . به حكم اين بيدارى حس مىكند كه بر او سه امر لازمست : اول : ترك عادات بافعال ناشايسته و سير از مقام احكام لذات فانى دنيوى و اتيان باوامر و ترك منهيات . اين قسم متعلق به احكام اسلام است . دوم : دخول نفس در غربت و اتصال به احكام وحدت . اين متعلق بمقام ايمان است . معروف كرخى « فده » از امام محق سابق جعفر بن محمد الصادق « ع » نقل كرده است كه حضرت فرموده است : « طلب الحق غربة » . سوم : دخول نفس به مقتضاى سرّ بر مشاهده‌يى كه سالك را به عين توحيد مىبرد ، از راه فنا از احكام حجب عارضى به تلبس به احكام مراتب . هنگام تنزل اين حال ، متعلق بمقام احسان است ، رزقنا اللّه